حالا من هم خبرشو به کردی برگردوندم و اینجا گذاشتم.
ئازادی ئهباس جهلیلیان وه زهمانهت سهد ملیۆن تۆمهنی.
کاک ئهباس جهلیلیان نۆیسهر کۆرد که دۆ مانگ لهیه وهر وه دهس مامورهیل ئتلائات له مال خۆهی له ئیسلام ئاباد دهسگیر کهریایه وه زهمانهت سهد ملیۆن تۆمهن مهرهخهسی کردن.
ئهی چالاک ئهدهبیه لهی دۆ مانگه له زهندان ئتلائات و له قهرهنتینهی زندان دیزهل ئاباد کرماشان زندانی کریایه و له ژیر بازجوئی و تهفرهنجێانه بیه که بازجۆیهگانێ له سهر کارۆ بار ئهدهبی و هامشۆ رهفته یلی لهی باره بیه. ئهوهل دانیشتن دادگاێ ئهباس جهلیلیان وهی زۆیه له رۆژ 17 فهروهردین مانگ دانهریایه.
خلاصه بعد از اینکه خودشو خالی کرد یه خورده دلش برا مهرخوش سوخت و شروع کرد به دلداریش که پسرم تو باید راه درست رو انتخاب کنی و مسلمان بشی و از اماما و قرآن پیروی کنی نماز بخونی . گفت که شما تا به سن تکلیف نرسیدین گناهی براتون نوشته نمیشه ولی اگه الان مسلمان نشین ممکنه که شیطان گولتون بزنه و دیگه فرصت هدایت پیدا نکنین. بعد که ما رو امیدوار کرد من چند تا سوال تابلو پرسیدم و خودمو لو دادم آقای پاکان اول آمار یارسانی های کلاس رو گرفت و افسوس خورد که تعدادمون زیاد شد 5 نفر تو کلاس دینشون یارسان بود بعد شروع کرد به شستشوی مغزی ما . بعضی وقتا هم همه کلاس رو اجباری میبرد نماز خونه که نماز بخونیم بعضی هامون یه جوری در میرفتیم اما چند بار تو نماز خونه مدرسه باهاش نماز خوندیم و نمازخوندنو یاد گرفتیم. بعد گفت که اگه پدر مادراتون بدشون میاد نماز بخونین بهشون چیزی نگین وازشون مخفی کنین که نماز میخونین و اگه تو خونه نماز نخونین اشکال نداره! از تقیه برامون صحبت کرد که در اسلام تقیه جایزه. در مورد خانواده تون هم ناراحت نباشین اگه در آینده تونستین اونا رو به اسلام هدایت میکنین اگه قبول نکردن ترکشون کنین چون کافر هستن و بعد از مرگشون میرن جهنم! البته اینم گفت که اگه ما شهید بشیم میتونیم 70 نفر رو پیش خدا شفاعت کنیم و خدا اونا رو ببخشه و به جهنم نبره!
خیلی نگران پدر و مادرم بودم، چند بار پیش مادرم از اینکه در آینده میخوام شیعه بشم و نماز بخونم حرف زدم اما جرات اینکه بگم اینکارو قبلا کردم، رو نداشتم . اونم روی خوش نشون نداد اما چیزی هم برای گفتن نداشت، بیچاره سواد نداشت.
ادامه دارد...
پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي:
داستان بلند «نفستنگي» با موضوع بمباران شيميايي زرده
به قلم فرهاد حيدري گوران از سوی نشر آگه به چاپ رسيد

به گزارش پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي به نقل از ايسنا اين رمان، روايت دو دانشجوي اهل زرده از فاجعه بمباران شيميايي آن روستا در سال 1367 است.
از ویژگیهای رمان نفستنگی، ساختار مبتنی بر فضای وب آن است. این نخستین رمان فارسی ست که نقش فضای اینترنت و بهخصوص نظریه Link (پیوندار) در آن برجسته شده است. رابطه مجازی آدمها و راویهای رمان، ما را با فضایی آشنا در داستاننویسی روبهرو میکند که فضای هستی و زندگی در عصر رایانه و کافینت و وبلاگنویسی و... است
«نفستنگي» در پنج بند شامل: قوس پنج و هفت، اروند ميريزد به وب، گورستان مجازي، پَژاره نكن پَژاره نكن و زَلان زَلان نوشته شده و در 145 صفحه و شمارگان 2200 نسخه از سوي انتشارات آگه به چاپ رسيده است.
زرده روستايي باستانی(در استان کرمانشاه، شهرستان دالاهو) است در نقطه مرزي ايران و عراق كه در تيرماه سال 1367 بمباران شيميايي شد و صدها نفر از اهالي اين روستا جان باختند. راويان اين رمان هريك از منظر نگاه خود به اين واقعه رجوع ميكنند و آن را به ياد ميآورند.
و در چنين پسزمينهاي است كه ما با زندگي كژال، غزال و با خانواده حقوقي، با سرنوشت عمو و همچنين با جزئيات شركت حنايي و شركا آشنا ميشويم و زندگياي كه انگار بر اثر اين ناملايمات، امكانات رمانتيك خود را از دست داده، به شكلي تراژيك از سوي نويسنده عرضه ميشود؛ قصهاي درباره قصه كه نقاط خفي و خلاءهاي زيادي دارد كه بايد توسط مخاطب خوانده شود؛ نقاط و حقايقي كه با كوري و تعصب و استبداد تاريخي گره خوردهاند. اين ويژگيها خالق تجربهاي نوشتاري شده كه كمتر اثري به ويژه از زاويه نگاه به اقليتها و جنگ در ادبيات ما از آن سبقت گرفته است. اين مقولهها در تبلور اين روايت جايگاه مهمي را دربرميگيرند و موجد آن احساس عامي ميشوند كه شكستهاي روزگار بر وجدان انسان امروز حك كرده و باعث شده است كه ما طرق تعبير خود را از واقع دوبارهسازي نماييم و به نوعي خبرگي معاصر از فهم جهان دعوت شويم.

