تبليغاتX
سوز و ساز
عباس جلیلیان پنجشنبه بیستم فروردین 1388 14:31
چند روز پیش دوستم کاوه کرمانشاهی یه ایمیل برام فرستاد که خیلی از دیدنش خوشحال شدم. بله دوست پژوهشگر و زبانشناسمون عباس جلیلیان از زندان آزاد شده البته با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی! عباس جلیلیان یک دوره کلاس زبان شناسی دو سال پیش در انجمن زیار برامون برگزار کرد که خیلی عالی بود.  

حالا من هم خبرشو به کردی برگردوندم و اینجا گذاشتم.

ئا‌زادی ئه‌باس جه‌لیلیان وه‌ زه‌مانه‌ت سه‌د ملیۆن تۆمه‌نی.

کاک ئه‌باس جه‌لیلیان نۆیسه‌ر کۆرد که‌ دۆ مانگ له‌یه‌ وه‌ر‌ وه‌ ده‌س ماموره‌یل ئتلا‌ئات له‌ مال خۆه‌ی له‌ ئیسلام ئاباد ده‌سگیر که‌ریایه وه‌ زه‌مانه‌ت سه‌د ملیۆن تۆمه‌ن مه‌ره‌خه‌سی  ک‌ردن‌.

ئه‌ی چالاک ئه‌ده‌بیه له‌ی دۆ مانگه‌ ‌ له‌ زه‌ندان ئتلائات و له قه‌ره‌نتینه‌ی ز‌ندان دیزه‌ل ئاباد کرماشان‌‌ ز‌ندانی کریایه‌‌ و‌ له ژیر‌ بازجوئی و ته‌فره‌نجێانه‌‌ بیه‌ که‌ بازجۆیه‌گانێ له‌ سه‌ر کارۆ بار ئه‌ده‌بی و هامشۆ ره‌فته‌ یلی له‌ی باره‌ بیه‌.  ئه‌وه‌ل دانیشتن دادگاێ ئه‌باس جه‌لیلیان وه‌ی زۆیه‌ له‌ رۆژ 17 فه‌روه‌ردین مانگ دانه‌ریایه‌.

 

نوشته شده توسط بابک خدایاری  | لینک ثابت |

نفس‌تنگي یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 14:40

پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي:

 داستان بلند «نفس‌تنگي» با موضوع بمباران شيميايي زرده

به قلم فرهاد حيدري گوران از سوی نشر آگه به چاپ رسيد               

 

روی جلد «نفس تنگی»

به گزارش پايگاه اطلاع رساني قربانيان سلاح هاي شيميايي به نقل از ايسنا اين رمان، روايت دو دانشجوي اهل زرده از فاجعه بمباران شيميايي آن روستا در سال 1367 است.
از ویژگی‌های رمان نفس‌تنگی، ساختار مبتنی بر فضای وب آن است. این نخستین رمان فارسی ست که نقش فضای اینترنت و به‌خصوص نظریه‌ Link (پیوندار) در آن برجسته شده است. رابطه‌ مجازی آدم‌ها و راوی‌های رمان، ما را با فضایی آشنا در داستان‌نویسی روبه‌رو می‌کند که فضای هستی و زندگی در عصر رایانه و کافی‌نت و وبلاگ‌نویسی و... است
«نفس‌تنگي» در پنج بند شامل: قوس‌ پنج ‌و هفت، اروند مي‌ريزد به وب، گورستان مجازي، پَژاره نكن پَژاره نكن و زَلان زَلان نوشته شده و در 145 صفحه و شمارگان 2200 نسخه از سوي انتشارات آگه به چاپ رسيده است.


زرده روستايي باستانی(در استان کرمانشاه، شهرستان دالاهو) است در نقطه‌ مرزي ايران و عراق كه در تيرماه سال 1367 بمباران شيميايي شد و صدها نفر از اهالي اين روستا جان باختند. راويان اين رمان هريك از منظر نگاه خود به اين واقعه رجوع مي‌كنند و آن را به‌ ياد مي‌آورند.

روايت <نفس تنگي> محصول جنگ، معاملا‌ت سودايي، روابط كالا‌يي، اقليت‌گريزي، مركزگرايي و فضاي خفگي است و همه چيز را به عصايي تبديل مي‌كند ‌فرعوني... تا ما را به سوي اسطوره‌هاي كهن و زخم‌هاي اعماق و شرارت‌هاي تاريخي ارجاع دهد. <نفس تنگي> تاريخ انسان‌هايي است ‌كه كمتر فرصت ابراز وجود يافته‌اند و به اين معنا نه تاريخ حيات آدمي كه تاريخ سركوب‌ها و قلع و قمع‌ها و جراحت‌ها و خفت تاريخ و سطوت قدرت و شبح جنگ است .

و در چنين پس‌زمينه‌اي است كه ما با زندگي كژال، غزال و با خانواده حقوقي، با سرنوشت عمو و همچنين با جزئيات شركت حنايي و شركا آشنا مي‌شويم و زندگي‌اي كه انگار بر اثر اين ناملا‌يمات، امكانات رمانتيك خود را از دست داده، به شكلي تراژيك از سوي نويسنده عرضه مي‌شود؛ قصه‌اي درباره قصه كه نقاط خفي و خلا‌ءهاي زيادي دارد كه بايد توسط مخاطب خوانده شود؛ نقاط و حقايقي كه با كوري و تعصب و استبداد تاريخي گره خورده‌اند. اين ويژگي‌ها خالق تجربه‌اي نوشتاري شده كه كمتر اثري به ويژه از زاويه نگاه به اقليت‌ها و جنگ در ادبيات ما از آن سبقت گرفته است. اين مقوله‌ها در تبلور اين روايت جايگاه مهمي را دربرمي‌گيرند و موجد آن احساس عامي مي‌شوند كه شكست‌هاي روزگار بر وجدان انسان امروز حك كرده و باعث شده است كه ما طرق تعبير خود را از واقع دوباره‌سازي نماييم و به نوعي خبرگي معاصر از فهم جهان دعوت شويم. ‌

 

نوشته شده توسط بابک خدایاری  | لینک ثابت |